وصول مطالبات معوق

  • راهکارهای دریافت مطالبات معوق (بخش اول)

    راهکارهای دریافت مطالبات معوق 

    (بخش اول)

    گزارش جامعی از ریشه‌های ایجاد مطالبات معوق، علل افزایش و عدم کاهش و راهکارهای حل این معضل دسته‌بندی بدهکاران بانکی «یک دسته از بدهکاران بانکی، متخلفان بالاجبار هستند که باید آنان را ورشکستگان بدون تقصیر دانست.» ، این دسته از بدهکاران کسانی هستند که اصولا متعهد و قانون‌مدار بوده و قبل و بعد از دریافت وام قصد تخلف نداشته و ندارند، ولی حوادث و اتفاقات پیش بینی نشده و غیرقابل پیشگیری مانند تغییر قوانین و مقررات، تحول اوضاع اقتصادی و سیاسی، تحریم‌ها، حوادث طبیعی یا دخالت اشخاص ثالث (کلاهبرداری) آنان را عاجز از ایفای تعهد کرده است. «این افراد معمولا به محض رفع بحران به تعهدات خود عمل می‌کنند.»
    .دسته دیگر بدهکاران بانکی را «متخلفان مستعد» می‌گویند: «این دسته را افرادی تشکیل می‌دهند که در شرایط عادی و استیلای قانون به تعهدات خود پایبند هستند. به تعبیر دیگر از قانون پیروی می‌کنند، ولی با فراهم شدن زمینه‌های مساعد، راه تخلف پیش می‌گیرند و به تعهدات خود عمل نمی‌کنند. تغییر رفتار این گروه عموما تابع شرایط محیطی از قبیل ضعف طلبکار، ضعف قوانین، طولانی بودن وصول طلب از مسیر قضایی، ترجیح سود ناشی از عدم تادیه دین، ترجیح پذیرش تبعات تخلف و غیره است.» «با گسترش زمینه مساعد تخلف، تعداد این متخلفان نیز اضافه شده و در صورت کم شدن شرایط تخلف از تعداد آنان کاسته می‌شود.»
    .دسته سوم بدهکاران بانکی «متخلفان فعال با سوء‌نیت اولیه» «این افراد در هر جامعه‌ای یافت می‌شوند و با سوء نیت اولیه و با هدف دریافت وام و عدم استرداد آن، مبادرت به دریافت انواع تسهیلات خصوصا وام‌های کلان می‌کنند. بدیهی است چنانچه شرایط تخلف سهل باشد، راحت تر به هدف خود می‌رسند.»
    نوع مطالبات معوق در ایران «در ایران طی سنوات اخیر شتاب در راه‌اندازی واحدهای تولیدی یا توسعه این گونه واحدها، موجب شده افرادی از دسته‌ها و گروه‌های مختلف مبالغی را از بانک‌ها و موسسات اعتباری دریافت کند.» «مواردی نیز وجود دارد که بدون بررسی کامل صلاحیت و توان وام گیرنده یا عدم دریافت وثایق کافی و لازم، تسهیلاتی پرداخت شده است. هر چند گیرندگان وام متعهد بودند که این وجوه را برای ایجاد یا توسعه فعالیت‌های تولیدی صرف کنند و اصل وام و سود متعلق را در فرجه‌های معین به بانک مسترد کنند، ولی این تعهد به علل مختلف جامه عمل نپوشیده و عده‌ای در زمره گروه‌های متخلف بالاجبار و مستعد و از همه راضی‌تر گروه متخلف فعال با قصد و سوء نیت به تعهد خود عمل نکرده‌اند.»

    راهکار کاهش مطالبات معوق

    «به آنچه حادث شده افزایش میزان مطالبات معوق بانک‌ها و موسسات اعتباری است که رقم آن با، سرمایه بانک یا موسسه اعتباری ذیربط همخوانی و توازن ندارد» برای کاستن از میزان مطالبات معوق، دو شیوه «پیشگیری بر محور بازدارندگی» و «درمان » (بر اساس سرعت در تعقیب و اقدام) را توصیه می شود. «فزونی مطالبات معوق از یک موضوع سازمانی به یک معضل ملی تبدیل شده و مسئولان ذیربط را بر آن داشته است که اقداماتی عاجل در این مورد به عمل آوردند و تصمیمات خاصی اتخاذ کنند ولی تاکنون نسخه شفابخش نوشته نشده و نتیجه غایی حاصل نشده است.» «کندی سیستم مراجع ثبتی و قضایی( طی سنوات گذشته) از یک طرف و کافی نبودن وثایق وام‌گیرندگان از سوی دیگر (به تعبیر دیگر عدم ارزیابی صحیح وام گیرندگان در زمان اخذ وام) موجب شده تا با گذشت زمان و تمام تلاش مسئولان و به خصوص فعالیت زیاد ادارات حقوقی و وصول مطالبات بانک‌ها و موسسات اعتباری، نه تنها میزان مطالبات معوق کم نشود بلکه افزایش نیز یابد. متاسفانه این روند همچنان روبه فزونی است.»

  • راهکارهای دریافت مطالبات معوق (بخش دوم)

    راهکارهای دریافت مطالبات معوق 

    (بخش دوم)

    عوامل دوگانه تشدید مطالبات معوق

    تحلیل ریشه‌ها و علل تشدید مطالبات معوق بانک‌ها. دو عامل را موجب افزایش مطالبات می دانیم«بالاتر بودن نرخ تورم از نرخ سود بانکی و عدم قاطعیت ابزارهای قانونی در برخورد با بدهکاران بانکی» دو عاملی است که به تشدید مطالبات معوق می‌انجامد«بالاتر رفتن نرخ سود بانک نسبت به نرخ تورم، می‌تواند یکی از عواملی باشد که عطش گرفتن وام را کاهش می‌دهد و برای گروه متخلفان فعال به خصوص گروه مستعد، انگیزه را برای بد حسابی فراهم نمی‌کند.»
    .«عامل مهم دیگری که درکاهش میل به دریافت وام موثر است و متقاضیان را به برنامه ریزی و اقدام مولد سوق می‌دهد، تضامین وام است. در کشورهای اروپایی عمده وام‌های اعطایی به مشتریان در قبال وثیقه ملکی صورت می‌پذیرد و در اکثر قراردادها، بانک‌ها و موسسات اعتباری اختیار کامل فروش مورد رهینه را از وام‌گیرنده یا مالک وثیقه دریافت می‌کنند تا در صورت تاخیر در پرداخت اقساط یا عدم استرداد بدهی، رهن‌گیرنده بتواند بدون مراجعه به دادگاه، ملک مورد وثیقه را تصرف و تملک کرده و در صورتی که وام گیرنده یا شخص ثالث در آن تصرف دارد از طریق پلیس نسبت به رفع تصرف اقدام کنند.»
    .مثال «فرض کنید شخصی که ملکی را با پرداخت ۲۰ درصد پیش پرداخت و ۸۰ درصد باقی مانده از طریق وام بانکی خریداری کرده است، چنانچه در اقساط تاخیر کند، عموما بانک وام دهنده با سه اخطار به فاصله‌های کوتاه (غالبا یک ماهه) به وام گیرنده هشدار دهد که در صورت تداوم نکول، تملک محقق خواهد شد.
    در این شرایط چنانچه وام‌گیرنده همچنان به تعهدات خود عمل نکند، بانک، ملک را به تملک و تصرف خود در خواهد آورد.»
    «در این میان تمام پولی که وام‌گیرنده به عنوان پیش پرداخت و اقساط ماهانه پرداخت کرده است از بین خواهد رفت. به تعبیر دیگر فاصله بین مالکیت و عدم آن در این گونه موارد بیش از چند ماه طول نمی‌کشد. همین شدت عمل و قدرت قانونی باعث شده است که متقاضیان وام، شرایط مالی خود را به دقت بررسی کنند و بدون فکر و برنامه‌ریزی تقاضای دریافت تسهیلاتی را نکنند که بعد از مدتی قادر به پرداخت اقساط آن نباشند.»
    «نکته‌ای که در روند وصول مطالبات در اینگونه کشورها جلب توجه می‌کند سرعت در اقدام و تملک وام‌دهنده است و هیچ‌گونه مجالی به بدهکار (به گونه‌ای که در ایران رایج است) داده نمی‌شود.»

    راهکارهای برون رفت

    راه حل معضل مطالبات معوق بانکی دوراهکاراست. «بازنگری و اصلاح عوامل بازدارنده» را به عنوان راهکار اول «بدون شک عوامل بازدارنده موجود، در شرایط کنونی کارکرد خوبی ندارد، از این رو ضرورت دارد مورد بازنگری قرارگیرد». تاکید بر اعطای تسهیلات کلان در قالب عقد قرارداد اجاره به شرط تملیک و تنظیم سند قطعی انتقال و الزام بانک‌ها به اخذ وثایق ملکی در قالب عقد اجاره به شرط تملیک برای وام‌های کلان است.
    .اخذ وکالت بلاعزل در زمان تنظیم سندرسمی به منظور عدم ضرورت مراجعه به ثبت و انتقال وثیقه به نام بانک، ایجاد مرکزی برای تجمیع اطلاعات تمامی بدهکاران، الزام بانک‌ها به استعلام از مرکز اطلاعات و ممنوعیت ارائه هرگونه خدمات بانکی به بدهکاران دارای مطالبات معوق، خروج بدهی‌های معوق از سرفصل بدهکاران به سرفصل هزینه بعد از دو سال و افزایش سود بانکی تسهیلات، به نحوی که از نرخ تورم بالاتر باشد را از دیگر راهکارهای جلوگیری از ایجاد مطالبات معوق است. و ضرورت «تسریع در ممنوع الخروج کردن بدهکاران بانکی به تشخیص و تقاضای بانک طلبکار» تاکید میکنیم.
    .«سرعت در وصول مطالبات موجود» به عنوان راهکار دوم جلوگیری از ایجاد مطالبات معوق است. تشریح این راهکار «تجربه چند ساله اخیر نشان داده است تطویل جریان رسیدگی از طریق مراجع قضایی، حقوقی، کیفری و ثبتی نه تنها موثر نبوده بلکه وام گیرندگان را بر این باور رسانده که تداوم نکول و عدم پرداخت بدهی حتی در مواردی که وام گیرنده استطاعت استرداد دفعتا واحده یا به طور اقساط را دارد، از استرداد بدهی اجتناب ورزد و با دفع الوقت پول بانک را در موارد دیگر به‌کار انداخته و سود حاصل را نصیب خود کند. بنابراین درصورت تداوم
    وضع موجود باید تعداد کارکنان و فعالیت واحد‌های وصول کننده مانند ادارات حقوقی و وصول مطالبات بانک‌ها مرتبا افزایش یابد تا اثرات زیانبار این بیماری اقتصادی کاهش یابد.»

وصول مطالبات معوق

انواع مطالبات معوق:

مطالبات جاري: مطالباتي كه از سررسيد آن‌ها بيش از 2 ماه نگذشته باشد.
مطالبات غير جاري: شامل مطالبات سررسيد گذشته، معوق و مشكوك الوصول
مطالبات سررسيد گذشته: مطالباتي كه از تاريخ سررسيد بدهي و يا تاريخ قطع بازپرداخت اقساط آن بيش از 2 ماه گذشته و از شش ماه تجاوز نموده است.
مطالبات معوق: مطالباتي كه بيش از شش ماه و كمتر از هجده ماه از تاريخ سررسيد و يا از تاريخ قطع بازپرداخت آن سپري شده است.
مطالبات مشكوك الوصول: مطالباتي كه بيش از 18 ماه از تاريخ سررسيد و يا از تاريخ قطع بازپرداخت آن سپري شده است.
مطالبات سوخت شده: آن بخش از مطالبات موسسه که صرفنظر از تاريخ سررسيد به دلايل مختلف از قبيل فوت و يا ورشكستگي بدهكار و يا علل ديگر قابل وصول نبوده و با رعايت ضوابط مربوط به عنوان مطالبات سوخت شده تلقي مي‌شود.

مشكلات معوق شدن مطالبات بانك :
از جمله مشكلاتي كه بانكها در پي معوق شدن مطالبات با آن روبرو مي شوند به اين شرح است:
افزايش هزينه ها، بلوكه شدن قسمتي از منابع بانك، كاهش دخالت گردش مطالبات و افزايش دوره وصول مطالبات، عدم امكان برنامه ريزي دقيق و موثر، افزايش ريسك اعتباري، كاهش توانايي پاسخگويي (ارائه خدمات) به مشتريان، ايجاد اختلال در گردش وجوه نقد، اتلاف وقت و منابع بانك و در نهايت كاهش رتبه بانك در رتبه بنديهاي داخلي و بين المللي.

بنگاه هاي وصول مطالبات:
بنگاههاي وصول مطالبات به سازمان هايي اطلاق مي شود كه بدنبال وصول مطالبات و بدهيهاي معوق افراد و شركتها مي باشند كه البته در كشور ما هنوز جايگاه ويژه اي خود را نيافته اند. اغلب اين سازمانها به عنوان نماينده اعتبار دهنده و درازاي دريافت درصد مشخصي از مبلغ بدهي اقدام به جمع آوري ووصول مطالبات معوقه مي نمايند.

انواع بنگاههاي وصول مطالبات:
با بررسي بنگاههاي وصول مطالبات در چند كشور مختلف به اين نكته پي برديم كه بطور كل اين بنگاه ها را مي توان به 3 دسته طبقه بندي كرد:
· دسته اول شركتهايي مي باشند كه زير مجموعه شركت صاحب بدهي مي باشند.
· دسته دوم را مي توان دسته اي بر شمرد كه به صورت مستقل مي باشند و اقدام به عقد قرارداد با شركتهاي صاحب بدهي  نموده و به جاي شركت صاحب بدهي شروع به وصول مطالبات معوقه مي كنند.
· دسته سوم كه نوعي صنعت درحال رشد بنام «خريداران بدهي يا دين» مي باشد كه اين خريداران در ازاي دريافت بخشي از مبلغ كلي بدهي اقدام به خريد آن از شركتهاي صاحب بدهي کرده و بعد اقدام به وصول آن مي كنند.
بنگاههاي دسته اول:
برخي از بنگاههاي وصول ، زير مجموعه يا بخشي از شركتي هستند كه صاحب اصلي بدهي مي باشند. اين سازمانها پيش از ساير بخش ها وارد مرحله وصول مطالبات مي شوند و داراي انگيزه بيشتري در تلاش براي حفظ رابطه سازنده با مشتري (اعتباردهنده) مي باشند. از آنجا كه اين سازمانها بخشي از شركت طلبكار اصلي مي باشند شامل قانون جهاني «روشهاي عادلانه وصول مطالبات» نمي شوند.
بنگاههاي دسته دوم:
اصطلاح بنگاههاي وصول مطالبات معمولاً به اين دسته اطلاق مي شود و به اين خاطر است كه آنها وابستگي به هيچيک از طرفين معامله ندارند. پس به عنوان يك بنگاه كار مي كنند.
اعتبار دهندگان بطور مستقيم موارد بدهي را به اين بنگاهها معرفي مي كنند و مسئوليت وصول مطالبات را به آنها مي سپارند كه براي آنها هيچ هزينه اي به غير از هزينه ناچيز ارتباطات با اين شركتها در بر ندارد كه اين هزينه به قرارداد ميزان خدمت كه بين اعتبار گيرنده و اعتبار دهنده بسته مي شود، بستگي دارد.
به عنوان مبلغ قرارداد و هزينه ارائه خدمات ، شركت وصول كننده درصدي از ميزان مطالبه شده را از اعتبار دهنده دريافت مي كند كه اين ميزان به قرارداد بين شركت وصول كننده و شركت اعتبار دهنده بستگي دارد. اين مبلغ ضرورتاً نبايد بر اساس مبلغ كامل بدهي وصول شده باشد و اغلب اوقات بوسيله شركت اعتبار دهنده پرداخت مي شود .
اين بنگاهها تنها در صورت وصول مطالبات مي توانند كسب درآمد كنند. درغير اين صورت هيچ مبلغي به آنها پرداخت نمي شود. درصد مبلغي كه اين شركتها از ميزان بدهي دريافت مي كنند بستگي به نوع بدهي و تعداد دفعات و زحماتي كه شركت وصول گر براي وصول آن كشيده اند معمولاً بين 5 تا 50 درصد مي باشد.
بنگاههاي دسته سوم:
برخي از شركتهاي جديد وصول مطالبات كه از آن به عنوان «خريداران بدهي» ياد مي شود، در سالهاي اخير فعاليتهاي خود را افزايش داده اند. روش كار اين شركتها اينگونه است كه با خريد بدهي از اعتبار دهندگان درازاي كسري از آن ، اقدام به وصول كل مبلغ بدهي و در برخي موارد به همراه درصدي سود مي كنند.
اين عمل اين امكان را به اعتبار دهنده مي دهد تا در سريعترين زمان ممكن به مقداري از بدهي خود برسد كه اميدي به بازگشت آن نداشته، بدون هيچ مشكلي در رابطه با وصول بدهي.